بازدید کننده عزیز:هدف اصلی وبلاگ جلب خنداندن و سرگرم نمودن شماست و مطالبی که باعث ناراحتی شما میشود را در این وبلاگ وجود ندارد.اما با توجه به درخواست دوستان و اهمیت موضوع خودکشی در این پست برخلاف پستهای قبل بصورت کاملا جدی به ان پرداخته ایم...
مقدمه آیا تاکنون با پیشامدهای ناکام کنندهای در زندگی مواجه شدهاید، طوری که دلتان بخواهد به همه چیز خاتمه دهید؟ آیا تاکنون مرگ به عنوان راه حلی بهتر از مبارزه با زندگی برایتان مطرح شده است؟ بسیاری از مردم در دورهای از زندگی خود به مرگ فکر کردهاند، ولی تعداد بسیار کمی از آنها واقعا به خودکشی عمل میکنند. بحران خودکشی تجربهای مغشوش کننده ، دردناک و سخت است. برای بیرون آمدن از بحران خودکشی ، تعیین عوامل ایجاد کننده بحران ، فهم احساسات شخص خودکشی کننده و مواجهه با افکار خودکشیگرا ، مسائل بسیار مهم و اساسی هستند.
چه چیزی به بحران خودکشی منجر میشود؟ یک بحران خودکشی معمولا توسط یک تجربه آسیب زا و یا مجموعهای از تجارب که احساس ارزشمندی شخص را پایمال میکنند، ایجاد میشود. این تجارب شامل یک فقدان اساسی ، ناکامی در نیل به اهداف شخصی و یا مشکلات شخصی دراز مدت میباشند. زمانی که نظام مقابلهای شخص قادر به رویارویی با تجارب منفی زندگی نباشد، افسردگی و یأس ناشی از آن میتواند شخص را به افکار خودکشی ، آسیبپذیر نماید.
احساسات شخص خودکشی کننده عموما شخص در معرض خودکشی ، به دلیل احساس بیگانگی از تعاملات اجتماعی کنارهگیری میکند. او در پس انبوه جمعیت احساس انزوا و تنهایی مینماید. نیروی لازم برای عملکردهای روزانه کاهش مییابد. احساس خستگی و نوسانات خلقی ایجاد میشوند. خواب، خوراک و عادات مراقبت از خود از نظم معمول خارج میگردند. شخص ممکن است بدلیل سخت و غیر قابل تحمل بودن الزامات زندگی از خوردن خودداری کند، در خواب مشکل داشته باشد، کلاس درس یا کار خود را فراموش کند و از آرایش ظاهری خود غفلت نماید. عواطف خشم ، آسیب و غمگینی احساس ناامیدی و درماندگی فرد را در بر میگیرد.
شیوههای مواجهه با افکار خودکشی در زیر چند راهبرد جهت مواجهه با معمای بحران خودکشی ذکر شده است. نکته کلیدی برای پیشرفت از طریق این حالت ، برقرار کردن رابطه با یک شخص و مشارکت در یافتن راههای جایگزین جهت توجیه زندگی (زنده ماندن) است. پیشگیری از خودکشی!؟ چرا مردم خودکشی میکنند؟ درتراژدی خودکشی ، آشفتگی و مشکلات عاطفی به حدی شدید میگردند که فرد را دریافتن راههای مختلف حل مشکل خود ناتوان میسازند. درحالی که راهحلهای دیگری نیز وجود دارند..
همه ما درطول زندگی احساس تنهایی ،افسردگی ، بیکسی و ناامیدی را تجربه میکنیم. مرگ یکی از اعضای خانواده و شکست در برقراری ارتباط از جمله مواردی هستند که اعتماد به نفس ما را تحت تأثیر قرارداده احساس بیارزشی را در ما بوجود میآورند. ورشکستگیهای اقتصادی نیز از جمله مشکلات عمدهای هستند که بعضی از ما در طول زندگی کم و بیش با آن مواجه میگردیم. از آنجایی که ساختار هیجانی هر شخص منحصر به فرد میباشد، هرکدام از ما در شرایط مختلف پاسخهای متفاوتی میدهیم.صوصیت مشترک مابین افرادی که اقدام به خودکشی میکنند، داشتن این باور است که خودکشی تنها راهحل غلبه بر احساسات غیرقابلتحمل است. کشش خودکشی دراین است که نهایتا به این احساسات غیرقابل تحمل خاتمه میدهد.
در تشخیص این که آیا واقعا فردی قصد خودکشی دارد، لازم است این موقعیت بحرانی، از دید فرد مورد ارزیابی قرارگیرد، چرا که ممکن است موضوعی که از دید شما از اهمیت کمی برخوردار است بنظر شخص دیگر بسیار مهم باشد، و یا واقعهای که شما برای آن اهمیتی قائل نمیشوید برای شخص دیگر بسیار ناراحت کننده و مهم تلقی گردد. بدون توجه به ماهیت بحران ، اگر کسی احساس میکند که دیگر تحمل مشکلات را ندارد خطر اقدام به خودکشی ، به عنوان راهحل جذاب برای رهایی وجود دارد.
علائم خطر حداقل 70 درصد کسانی که اقدام به خودکشی میکنند، قبل از اقدام ، به گونهای قصد خودشان را نشان میدهند. آگاهی از این نشانهها و حاد بودن مشکلات فرد می تواند در پیشگیری از چنین تراژدیهایی کمککننده باشد. اگر شما فردی را میشناسید که در برقراری یک ارتباط هدفمند و یا رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده درموقعیت پراسترسی قرار دارد و یا حتی به دلیل شکست در امتحان دچار مشکل میباشد، لازم است درصدد یافتن سایر علائم بحران برآیید.
بسیاری از افراد غالبا با ابراز جملاتی همچون ، دلم میخواهد خودم را بکشم ، یا ، نمیدانم چه مدت دیگر میتوانم این فشارها و مشکلات را تحمل کنم ،یا اینکه ، من قرصهایم را برای روزی نگهداشتهام که کارها واقعا بدتر گردد ، یا ، اخیرا طوری رانندگی میکنم گوئی واقعا برایم اهمیت ندارد چه اتفاقی برایم پیش بیاید. دیگران را مستقیما از برنامه خود کشی خود مطلع میگردانند. بطور کلی وجود احساس افسردگی ، ابراز درماندگی ، تنهایی و ناامیدی شدید ، میتواند بیانگر افکار منجر به خودکشی در فرد باشد. گوش دادن به صحبتهای فرد که نشانه درخواست کمک از طرف اوست، حائز اهمیت بسیاری است. چرا که معمولا این گونه صحبتها تلاش ناامیدانه فرد جهت برقراری ارتباط ، دریافت کمک و درک مشکلاتش توسط دیگران میباشد.
بیشتر اوقات دررفتار بیرونی افرادی که به فکر خودکشی میافتند تغییراتی دیده میشود آنها ممکن است با بخشیدن اموال قیمتی خود و مرتب کردن کارهایشان خود را برای مرگ آماده کنند. آنها همچنین ممکن است از اطرافیان خود کنارهگیری نموده الگوی خواب و خوراک خود را تغییر دهند و یا علاقهشان را نسبت به فعالیتها یا ارتباطات گذشتهاشان از دست بدهند. چنین تغییرات ناگهانی و شدید میتواند به عنوان زنگ خطر تلقی گردد. چرا که با این تغییرات فرد خود را درموقعیتی میبیند که بزودی مشکلاتش تمام خواهد شد و به آرامش دست خواهد یافت .
باورهای غلط و حقایقی راجع به خودکشی باور غلط: فرد باید دیوانه باشد که حتی فکر خودکشی به سرش بزند. حقیقت: بیشتر مردم گاهگاهی درطول زندگی خود در مورد خودکشی فکر کردهاند. بسیاری از افرادی که خودکشی میکنند و یا اقدام به خود کشی کرده اند، در زندگی خود افراد عاقلی بودهاند.
باور غلط: افرادی که یک بار اقدام به خودکشی میکنند دیگر سراغ آن نمیروند. حقیقت: اغلب مواقع عکس قضیه درست است . کسانی که اقدامهای قبلی خودکشی داشتهاند، بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار دارند. برای بعضی از این افراد ، خودکشی دردفعات دوم و سوم آسانتر میباشد.
باور غلط: کسانی که قصد جدی خودکشی دارند هیچ کاری را نمیتوان برای آنها انجام داد. حقیقت: بیشتر بحرانها ی منجر به خودکشی ،محدود به زمان بوده و براساس افکار مبهم صورت گرفتهاند. کسانی که اقدام به خودکشی میکنند به نحوی قصد فرار از مشکلات را دارند .درحالی که آنها میباید مستقیما با مشکلات برخورد نموده تا بتوانند راه حلهای دیگری را بیابند .راه حلهایی که با کمک افراد علاقمند به آنها درطول بحران مطرح شده و با حمایت آنها این افراد قادر خواهند بود دقیق تر راجع به مسائل فکر کنند.
باور غلط: صحبت راجع به خودکشی می تواند ایده خودکشی را در فرد بوجود آورد. حقیقت: بحران و آشفتگیهای هیجانی ناشی از آن ، فکر راجع به خود کشی را در ذهن فرد مستعد ایجاد نموده است. علاقمندی وصحبت مستقیم راجع به خودکشی ، این اجازه را به فرد میدهد فشار یا ناراحتی صحبت دربارة مشکلات خود را تجربه نماید که این امر میتواند منجر به کاهش اضطراب در وی گردد. این گونه صحبتها همچنین باعث میشود فردی که قصد خودکشی دارد کمتر احساس تنهایی یا انزوا داشته و احتمالا برای وی تسکین دهنده نیز باشد.
چگونه میتوان به فردی که قصد خودکشی دارد کمک نمود. 
اغلب خودکشیها را میتوان با اقدامهای بجا و مناسب در مورد افراد در معرض بحران پیشگیری نمود. اگر فردی راکه قصد خودکشی دارد میشناسید، لازم است اقدامات زیر را انجام دهید:
خونسرد باشید. دربیشتر موارد عجلهای در کار نیست. بنشینید و واقعا به صحبتهای فرد گوش فرا دهید و ضمن درک ، حمایتهای عاطفی خود را در مورد وی اعمال نمائید.
بطور مستقیم راجع به خودکشی بحث نمائید. بیشتر افراد راجع به مرگ و مردن احساسات مبهمی داشته و آماده دریافت هر نوع کمکی هستند. از صحبت یا سوال مستقیم راجع به خودکشی ، ترس و وحشتی بخود راه ندهید.
فرد را به استفاده از روشهای حل مسئله و اقدامات مثبت تشویق و ترغیب نمایید. بخاطر داشته باشید فردی که در موقعیت بحران عاطفی قرار دارد، نمیتواند منطقی و دقیق فکر کند. اورا از هر گونه اقدام جدی و تصمیمات غیر قابل برگشت در موقعیت بحران باز دارید و راجع به تغییرات مثبتی که امید به زندگی را در وی افزایش میدهد بحث و گفتگو نمائید.
از دیگر افراد کمک بگیرید. علیرغم اینکه شما قصد کمک را دارید، سعی نکنید با ایفای نقش مشاور تمام مسئولیت را خود برعهده بگیرید. درجستجوی افرادی که بتوانند در زمینههای تخصصی به شما کمک کنند برآیید، حتی اگر به قیمت از بین رفتن اعتماد او به شما شود. اجازه دهید فرد مشکلدار بفهمد که شما برای وی اهمیت قائلید و نسبت به او چنان علاقمندید که قصد گرفتن کمک از دیگران جهت رفع مشکلات وی را دارید. - سعی کنید به فرد چنین القا کنید که حالا زمان مناسبی برای اینکار نیست. به او بگویید بین ۴۸ ساعت الی یک هفته به خود وقط دهد سپس کارش را اجرا کند.مطمئن باشید تصمیم وی احساسی است و پس از این مدت شک بسیار زیادی میکند که ایا این عمل را انجام دهد یا خیر؟ و به او بفهمانید که این شک نشانه ی این است که او میتواند وضع موجود در زندگی اش را ترمیم نماید...
اطلاعات ارائه شده را می توان چنین خلاصه نمود که کمک همیشه در دسترس شماست. افراد باهوشی بودهاند که در موقعیت بحران ، انتظار بیش از حدی از خود داشته و موقتا دچار آشفتگی و پریشانی احوال شدهاند. بحران منجر به خودکشی موقتی است. غیر قابل تحملترین دردها و ناراحتیها نیز میتوانند تحمل گردند.
پنجشنبه۱۳ تیر ۸۷ ٬روزنامه سرمایه ایرانیان متاهل بیشتر از مجردها خودکشی می کنند! «در حالی که در دنیا نرخ خودکشی افراد مجرد دو برابر افراد متاهل است، در ایران اقدام به خودکشی در افراد متاهل بیشتر از مجردهاست.» احمدعلی نوربالا روانپزشک و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران : «تحقیق هایی که به تازگی انجام شده نشان می دهد نرخ خودکشی زنان متاهل در شهرهای مازندران و آذربایجان شرقی بیش از سایر نقاط کشور بوده است.» «تاهل از عوامل حفاظتی در برابر خودکشی به حساب می آید اما پژوهش هایی که در کشورمان انجام شده نشان می دهد اختلالات روانی در افراد متاهل بیش از افراد مجرد است و این در حالی است که نهاد خانواده، نهاد آرمانی ماست اما به نظر می رسد که این نهاد خود نهادی آسیب زا شده است.» «این همه تبلیغ برای ازدواج و تشکیل خانواده می شود غافل از اینکه نهاد خانواده معیوب شده و باید با پیدا کردن عیوب آن، این نهاد را تقویت کرد.» به گفته این استاد دانشگاه، ازدواج های تحمیلی و اجباری هم می توانند سبب بروز پدیده خودکشی شوند و در حال حاضر نیز ازدواج های شتابزده که این روزها بیشتر رواج یافته، در آینده می توانند مشکلات عدیده ای را با خود به همراه داشته باشند. «براساس بررسی ای که وزارت بهداشت در 23 استان کشور در بررسی عوامل مرگ و میر انجام داده، خودکشی رتبه ششم را به خود اختصاص داده که این رتبه، رتبه قابل توجهی است. در آمریکا در دهه گذشته، خودکشی رتبه هشتم را به عنوان علت مرگ داشت اما اکنون با اقدامات در زمینه جلوگیری و کاهش خودکشی، این پدیده رتبه یازدهم را به عنوان علت مرگ در آمریکا دارد.» این استاد دانشگاه با بررسی بیشترین و کمترین نرخ خودکشی در سطح جهان گفت: «کشورهای اسکاندیناوی، سوئیس، آلمان، اتریش، اروپای شرقی و ژاپن بیشترین نرخ خودکشی یعنی 25 مورد در هر 100 هزار نفر را دارند و کمترین نرخ خودکشی یعنی کمتر از 10 مورد در هر 100 هزار نفر نیز مربوط به کشورهای اسپانیا، ایتالیا، ایرلند، مصر و هلند می شود. البته نرخ خودکشی در کشورهای اسلامی 3/8 مورد در هر 100 هزار نفر و پایین تر از بقیه کشورها ذکر شده است.» رئیس کارگروه خودکشی در ادامه با اشاره به اینکه «آمار خودکشی در ایران متنوع و غیردقیق است» به آمارهای به دست آمده از چند مرکز مختلف از جمله وزارت کشور، وزارت بهداشت و سازمان ملی جوانان اشاره کرد و گفت: «آمار وزارت کشور نشان می دهد نرخ خودکشی در کشور ما طی سال های 75 تا 80 از 13/6 مورد به 36/6 مورد در هر 100 هزار نفر رسیده هر چند این آمار افزایش نیافته اما متاسفانه کم هم نشده است. آمار وزارت بهداشت هم با آمار وزارت کشور هماهنگ بوده اما آمار سازمان ملی جوانان کمتر و 53/5 مورد در هر 100 هزار نفر بوده است.» در زمینه خودکشی رئیس کارگروه خودکشی با اشاره به بررسی های وزارت کشور در سال 75 در زمینه خودکشی گفت: «در این بررسی ایلام و کرمانشاه با 12 مورد در هر 100 هزار نفر جزء استان های پرخطر بودند. بعد از این دو شهر، استان های کردستان، همدان، زنجان، لرستان، مازندران، بوشهر و کهکیلویه و بویراحمد با نرخ هشت تا 12 مورد در هر 100 هزار نفر قرار داشتند و استان های سیستان و بلوچستان و کرمان کم خطرترین استان ها بودند.» او ادامه داد: «براساس این تحقیق در بین سال های 75 تا 80 استان همدان هم به استان های پرخطر اضافه شد و در سال 80 استان های پرخطر شامل ایلام، کرمانشاه، همدان، آذربایجان غربی، لرستان و چهارمحال و بختیاری شدند.» نوربالا به تحقیق دیگری که در وزارت بهداشت در سال 82 انجام شده نیز اشاره کرد و گفت: «نرخ خودکشی در استان های کرمانشاه، ایلام، همدان، آذربایجان غربی و گیلان از بقیه استان ها بیشتر بود و کمترین نرخ هم به استان های سیستان و بلوچستان، اصفهان، سمنان، زنجان، یزد و خوزستان اختصاص داشت.» اما او تاکید کرد: «در بعضی استان ها از جمله خوزستان، کرمانشاه و ایلام نرخ خودکشی زنان بیش از حدمعمول در عرصه بین المللی بوده است.» رئیس کارگروه خودکشی با اشاره به اینکه «در جهان بیشترین میزان خودکشی مربوط به سنین 15 تا 45 سالگی است»، گفت: «اما در ایران بیشترین میزان خودکشی مربوط به سنین 25 تا 30 سالگی است.» به گفته این روانپزشک، در سطح جهانی خودکشی موفق در مردان چهار برابر بیش از زن هاست اما زن ها چهار برابر بیش از مردان اقدام به خودکشی می کنند. در ایران این آمار متفاوت است به طوری که خودکشی موفق در مردان دو برابر زنان است و اقدام به خودکشی در زنان دو برابر بیش از اقدام به خودکشی در مردان است. این استاد دانشگاه در ادامه به عواملی که منجر به خودکشی می شوند نیز اشاره کرد و گفت: «90 تا 95 درصد کسانی که اقدام به خودکشی می کنند از یک اختلال روانپزشکی رنج می برند به طوری که 80 درصد خودکشی ها ناشی از افسردگی و 10 درصد نیز از سوی مبتلایان به اسکیزوفرنی بوده است.» به گفته نوربالا، 25 درصد افرادی که وابستگی به الکل دارند اقدام به خودکشی می کنند و معتادان به هروئین 20 بار بیشتر از جمعیت عادی دست به خودکشی می زنند. در بیماران روانی هم خطر خودکشی سه تا 12 برابر بیشتر از افراد عادی است. او همچنین معتقد است: «زمین گیر یا ناتوان شدن فرد هم می تواند باعث خودکشی شود. تحقیقات نشان داده اند یک سوم افرادی که خودکشی کرده اند، شش ماه قبل تحت مراقبت جدی پزشکی بودند. به طوری که ناتوانی ها، بدشکلی ها، دردهای شدید مقاوم به درمان، سرطان و بیماری های ناشی از الکل میزان خودکشی را بالا می برند.» نوربالا در ادامه گفت: «مذهب عامل حفاظت کننده ای در برابر خودکشی است و خودکشی هم در همه ادیان مذمت شده است.» او تاهل را نیز عامل حفاظتی دیگری در برابر خودکشی دانست و گفت: «در همه جای دنیا در افراد مجرد و تنها، نرخ خودکشی دو برابر افراد متاهل است و در مقابل طلاق و مرگ همسر میزان خودکشی را بالا می برد به طوری که نرخ خودکشی در مردانی که از همسر خود جدا شده اند سه برابر بیشتر است.» نوربالا در ادامه گفت: «بیکاری، فقر، طلاق و گسستگی اجتماعی نیز نرخ خودکشی را افزایش می دهند. در عین حال انعکاس با آب و تاب اخبار مربوط به خودکشی در رسانه ها نیز باعث تسری خودکشی می شود.» رئیس کارگروه خودکشی ادامه می دهد: «با اینکه نسبت افرادی که در کشور ما دست به خودکشی می زنند، رقم قابل توجهی است اما توجه کمی به این افراد می شود در حالی که اگر یک نفر مبتلا به وبا شود، اطلاع رسانی بسیاری روی این موضوع می شود.» تاسیس یک مرکز ملی کنترل و پیشگیری از خودکشی و تشکیل بانک اطلاعاتی از پیشنهادهایی بود که توسط این کارگروه مطرح شد. کاهش فقر و بیکاری و افزایش اشتغال از دیگر راهکارها بود و آخرین راهکار این کارگروه، آموزش علائم بیماری های روانی و علائم خودکشی به عموم مردم بود تا نرخ خودکشی ها کاهش یابد چرایی خودکشی در زنان نگاهی به چرایی خودکشی زنان مردها بیشتر از زنان خودکشی می کنند، علل خودکشی زنان و ویژگی های زنانی که مرگ را انتخاب می کنند اما جای تامل دارد. بیش از ۵۰ درصد زنانی که خودکشی می کنند، یک پیت نفت روی سرشان می ریزند و با یک جرقه آتش به سوی مرگ می روند. بیشتر این زنان متاهل هستند، خانه دارند، جوانند و کم سواد. براساس تحقیقی که توسط امجدی و گنجی در سال ۱۳۷۸ انجام شده، خودسوزی در میان زنان چیزی حدود چهار برابر مردان است. زنان بیشتر در سنین جوانی خودکشی می کنند. همچنین در میان زنان متاهل خودکشی متداول تر از زنان مجرد است (۶۴ درصد متاهل در مقابل ۳۶درصد مجرد). خودکشی در میان زنان متاهل بیشتر به دلیل آزار و اذیت از جانب همسران شان بوده است. آزار همسر به ویژه برای زنانی که در سنین پایین ازدواج می کنند سبب افسردگی می شود و می تواند عامل مهمی در ایجاد انگیزه خودکشی باشد. عمده زنانی که خودکشی کرده اند بی سواد یا کم سوادند. متاسفانه در کردستان زنان از روش های خشن تر همانند خودسوزی برای خودکشی استفاده می کنند. دکتر حسن زاده، روانشناس نیز عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیست شناسی را در افزایش خودکشی تاثیرگذار می داند؛ «با توجه به عوامل اجتماعی هر چه تغییرات در جامعه بیشتر باشد یا بر اساس عوامل فرهنگی، سنت ها و باورهای مردسالارانه در جامعه شدت بگیرد، آمار خودکشی نیز افزایش پیدا می کند.» از سوی دیگر پژوهش ها نشان می دهد زنان خانه دار بیشتر خودکشی می کنند. موسی ملک محمودی، یکی از پژوهشگران طرح پژوهشی بررسی جامعه شناختی زنان می گوید؛ «۴۴ درصد زنانی که اقدام به خود کشی می کنند خانه دار هستند.» ضیایی، مدیر مرکز بهبود و بازتوانی زندگی زنان اصلی ترین علت این خودکشی ها و خودسوزی ها را خشونت های خانگی علیه زنان می داند؛ «در مناطق عشایری و سنت نشین که باورها و اعتقادات نادرست بیش از سایر مناطق حاکم است میزان خودکشی ها بیشتر گزارش شده است.» نبود حمایت های اجتماعی مناسب نیز عامل دیگر خودکشی زنان است؛ «زنان در جوامعی که بیشتر نقش خانه داری داشته و تحرک اجتماعی کمتری دارند، بیشتر دست به خودکشی می زنند.» نتایج گزارش ملی خودکشی زنان که سال ۱۳۷۹ از سوی معاونت امور اجتماعی و توسعه مشارکت های مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری تدوین شده است نیز نشان می دهد؛ زنانی که مورد خشونت و ضرب و شتم و آزار قرار می گیرند به علت عدم آگاهی از قوانین و نیز عدم وجود پشتیبانی کافی قانونی و نقایص قانون و سنت دیرینه سکوت و تحمل که در اجتماع ما غالب است به قدری تحت فشار روحی و جسمی قرار می گیرند که گریزگاهی جز مرگ نمی یابند. گزارش ملی خودکشی زنان حاکی از آن است که استان های کردنشین کشور در خودکشی زنان در رتبه های اول تا سوم قرار دارند، به طوری که استان کرمانشاه در رتبه اول، استان ایلام در رتبه دوم و استان کردستان در رتبه سوم قرار گرفته است. این گزارش با تاکید بر اینکه خودکشی به ویژه در بین زنان به صورت یک مساله اجتماعی درآمده است، بیان می کند؛ آمار خودکشی در سال ۱۳۷۵ معادل ۵۸۸ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر بوده است. این میزان در سال ۷۶ به ۴۴۲ نفر و در سال ۷۷ به ۴۵۳ نفر و در سال ۷۸ به ۳۲۴ نفر رسیده است، یعنی بیشترین میزان خودکشی زنان در سال ۷۵ رخ داده است که این میزان در سال ۷۶ کاهش یافته و در سال ۷۷ کمی افزایش داشته و در سال ۷۸ نیز کاهش چشمگیری یافته است. بنابراین کاهش میزان خودکشی زنان را می توان در اکثر استان ها مشاهده کرد. مهمترین یافته های این گزارش حاکی از آن است که به جز استان سمنان که روند خودکشی زنان در آن روندی صعودی بوده در سایر استان های کشور روند خودکشی رو به کاهش بوده است. در استان های کردستان، سمنان، کهکیلویه و بویراحمد، مرکزی، هرمزگان، یزد و سیستان و بلوچستان میزان خودکشی زنان در سال ۷۸ نسبت به سال ۷۷ افزایش یافته، هر چند نسبت به دو سال ۷۵ و ۷۶ با کاهش رو به رو بوده است. طی چهار سال ۷۵ تا ۷۸ سه استان کرمانشاه، ایلام، کهکیلویه و بویراحمد از بحرانی ترین استان ها به لحاظ خودکشی زنان محسوب شده و دو استان تهران و سیستان و بلوچستان کمترین میزان خودکشی زنان را به خود اختصاص داده اند. همچنین مشاهده می شود در اکثر استان ها میزان خودکشی مردان بیشتر از زنان است. خودکشی زنان در گروه سنی ۱۸ تا ۲۴ سال بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده است. خودکشی زنان در سایر نقاط جهان نیز روند قابل توجهی دارد. براساس گزارش توسعه انسانی ۱۹۹۹، بیشترین میزان خودکشی زنان متعلق به کشور لهستان و سپس کشور لتونی و کمترین میزان خودکشی زنان متعلق به کشور مکزیک و شیلی است. با همه اینها تاسیس خانه های سلامت، مراکز شبه خانواده ، ایجاد خطوط تلفن بحران، مراکز مشاوره یی خانوادگی، اصلاح و ساماندهی مراکز مشاوره قبل از ازدواج، پیش بینی واحد درسی «حقوق و دانش خانواده» در آموزش و پرورش، ارتقای سطح فرهنگ جامعه در خصوص جایگاه شخصیتی زنان، پیش بینی و تشدید مجازات مردانی که به هر دلیل اقدام به همسر آزاری می کنند، تاسیس وزارت یا سازمان رفاه اجتماعی جهت ارائه خدمات کارآمد به افراد آسیب دیده و آسیب پذیر به عنوان راهکارهایی برای کاهش خودکشی زنان پیشنهاد شده است. اما مقاله ی میترا شجاعی را در مورد بالا رفتن امار خودکشی در بین دانشجویان ایرانی میخوانیم بسیاری از آسیبشناسان اجتماعی، دلایل بالارفتن میزان خودکشی در بین دانشجویان ایرانی را افزایش فشارهای اجتماعی بر این افراد میدانند. یکی از دختران دانشجو در دانشگاه آزاد لاهیجان، در تیرماه امسال بعد از احضار به اتاق حراست، خود را از پنجره این اتاق در طبقه چهارم ساختمان دانشکده فنی به پایین پرتاب کرد و جان سپرد. این دختر دانشجو قبلا نیز چندین بار به کمیته انضباطی احضار شدهبود اما دوستان وی هیچکدام دلیل آخرین حضور او در اتاق حراست را نمیدانند. همزمان یک دانشجوی دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز با خوردن قرص دست به خودکشی زدهاست. این دانشجو نیز چندین بار به کمیته انضباطی احضار شده و از طرف حراست دانشگاه تحت فشار بودهاست. این دومین مورد خودکشی در دانشگاه سیستان و بلوچستان در سال جاری است. در اواخر اردیبهشت ماه نیز یکی از دانشجویان دختر این دانشگاه با خوردن جوهرنمک خودکشی کردهبود. همان زمان معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان در پاسخ به دانشجویان در مورد علت خودکشی دانشجوی این دانشگاه چنین گفتهبود: «ما همه معتقد به اصلاح اموریم. چه کسی است که ادعا کند همهچیز در بهترین وضع ممکن است؟ تا امام زمان قدم بر چشم ما نگذارد، هیچچیز در بهترین وضع ممکن قرار نخواهدگرفت». در روز ۲۸ فروردین ماه سال جاری نیز یک دانشجوی دکترای شیمی معدنی در دانشگاه شهید بهشتی با خوردن سیانور خودکشی کرد. چهار روز بعد از آن نیز یک دانشجوی تربیتمعلم همدان در محوطه دانشگاه و جلوی چشمان همکلاسیهایش با سلاح گرم دست به خودکشی زد. در ماه اردیبهشت امسال یک دانشجوی دختر در رشته پزشکی دو روز بعد از آنکه به خاطر بدحجابی از سوی مآموران در شهر اصفهان بازداشتشدهبود، دست به خودکشی زد. دختر ۲۱ ساله دیگری از اهالی کرج که در دانشگاه دامغان در رشته میکروبیولوژی تحصیل میکرد نیز در سال جاری در حمام خوابگاه، خود را با پارچه حلقآویز کرد. در روز ۲۲خرداد ماه امسال نیز یک دانشجوی دختر دانشگاه ملایر با خوردن قرص اقدام به خودکشی کرد. این دانشجو چندی قبل از این حادثه به اتهام رابطه نامشروع از سوی کمیته انضباطی دانشگاه به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدهبود.توجه کنید که این امار فقط مختص ۴ماهه اول امسال است. خودکشی آنومیک رایجترین نوع خودکشی در ایران دکتر سعید مدنی، مددکار و محقق مسائل اجتماعی، معتقد به وجود سه نوع خودکشی است. یک نوع خودکشی «خودخواهانه» که در آن فرد در یک نوع فردگرایی افراطی قرار گرفته و پیوستگیاش با جامعه قطع میشود. دوم خودکشی «دیگرخواهانه» که در آن فرد آنقدر درگیر جامعهی پیرامون خود میشود که فردیت خود را از دست میدهد. دکتر مدنی نوع سوم خودکشی را رایجترین نوع در جامعه ایران میداند و در توضیح آن چنین میگوید: «شق سوم هم که به نظر من بیشتر در جامعهی ایران مصداق دارد و در این خودکشیهای موجود هم به شکل جدیتری میشود بر این پایه آن را تحلیل کرد، خودکشی ناشی از بیهنجاری یا خودکشی آنومیک است که در واقع حاصل یک بحران نظم اجتماعی در درون جامعه و بروز بحرانهای متعدد، مثل بحرانهای خانوادگی، اقتصادی و همینطور بحرانهای اجتماعی است که فرد را میبرد به سمت تلاش برای کاهش دادن رنجهای خودش». بنا به نظر رسمی مشاور وزیر علوم در مصاحبه با خبرگزاریهای دولتی ایران، خودکشی دومین علت اصلی مرگ در بین دانشجویان ایرانی است. 
از آنجا که در کشور ایران ورود به دانشگاه یکی از سختترین مراحل زندگی یک جوان است، بسیاری از کارشناسان بر این نظرند که با گذشتن از این سد، بسیاری از مشکلات جوانان حداقل در ارتباط با برنامهی آیندهشان حل میشود. حال این پرسش مطرح میشود که چرا جوانانی که این سد را با موفقیت پشت سر میگذارند دست به خودکشی میزنند؟ دکتر مدنی در این باره چنین میگوید: «گروههای تحصیلکرده حساسیت بیشتری هم نسبت به محیط پیرامون خودشان دارند و در واقع نسبت به مشکلاتی که در محیط اطرافشان رخ میدهد، حساسیت بیشتری از خودشان نشان میدهند و نوعی احساس ناکامی در آنها بیشتر رشد میکند». مدنی به این نکته اشاره میکند که اقدام به خودکشی در بین این گروه از افراد به قصد مرگ صورت نمیگیرد بلکه یک راه فرار است: «افراد تحصیلکردهای که اقدام به خودکشی میکنند نمیخواهند بمیرند، بلکه میخواهند به دردهای خودشان پایان بدهند. بنابراین در واقع برای فرار از فشار روزافزونی که به آنها وارد میشود، ترجیح میدهند با از دست دادن زندگیشان آن درد روزافزون را کاهش بدهند و از بین ببرند». خودکشی دختران سه برابر پسران بنا به گفته ریاست حراست کل وزرات علوم، از هر ۲۸ مورد خودکشی دانشجویی در ایران، ۷ مورد مربوط به پسران و ۲۱ مورد مربوط به دختران است. دکتر سعید مدنی میگوید این همان نسبتی است که در کل جهان بین خودکشی زنان و مردان وجود دارد. به گفتهی وی اقدام به خودکشی در زنان بین سه تا چهار برابر بیشتر از مردان است. اما با نگاهی به گذشتهی دختران دانشجویی که اقدام به خودکشی کردهاند، حداقل در یکی دو سال اخیر، میبینیم که اکثر آنان بعد از یک درگیری با کمیته انضباطی یا حراست دانشگاه و یا پلیسهای امنیتی در خیابان، دست به خودکشی زدهاند. دکتر مدنی در این مورد به عوامل زمینهساز خودکشی مثل همان مشکلات فرهنگی و اجتماعی اشاره میکند ولی از دسته دومی نیز به عنوان عوامل آشکارساز خودکشی نام میبرد: «برخی عوامل آشکارساز هستند، یعنی مثل جرقهای هستند که به انباری از بنزین میرسد و آن انفجار نهایی را انجام میدهد. عوامل آشکارساز درواقع عواملی هستند که باز درهمان محیط قرار دارند، ولی آنچنان اثرات سوء میگذارند که فرد بعد از گذراندن دورهای از بحران، دیگر تنها راه را پایان زندگی خودش میداند و خلاص شدن از رنج دائم و روزمره. این اقدامات، یعنی این فشارهایی که معمولا به افراد وارد میشود، نگرانی از انگخوردن یا استیگما که به دنبال احضار حراست یا سایر نهادها انجام میشود، مخصوصا در موارد غیر سیاسی، وضع را به مراتب بدتر میکند. واقعیت این است که در موارد سیاسی این احضارها بعضی مواقع حتا بحران حلکن هستند. یعنی فرد اعتباری پیدا میکند در محیط پیرامونش. ولی وقتی جنبههای اخلاقی و اجتماعی پیدا میکند، ممکن است برای فرد یک عامل آشکارساز باشد. یعنی آخرین حلقهی اتصال او را با اقدام به خودکشی فراهم بکند». طبق آماری که سال گذشته سرپرست اداره کل سلامت روان وزارت بهداشت ارائه کرد، سالانه در ایران به ازای هر صدهزار نفر جمعیت، شش نفر اقدام به خودکشی میکنند. یعنی در سال، ۴۲۰۰ نفر در ایران دست به خودکشی میزنند. | | | نظرسنجی زیر در همین راستا و به منظور کمک به کارشناسان، مسئولان، خانواده ها و دانشجویان برای جلوگیری از پدیده خودکشی دانشجویی انجام شده است. گفتنی است بیش از حدود 1000 دانشجوی ایرانی در این نظر سنجی شرکت داشته اند.
* آیا تا به حال به خودکشی فکر کرده اید؟
الف) اصلا".......................... (1/39 درصد) ب) فقط یکبار...................... (9/22 درصد) پ) کمتر از 5 بار.................. (18 درصد) ت) بیشتر از 5 بار................ (20 درصد) * اولویت بندی (شماره گذاری) دلایل زیر برای خودکشی دانشجویان ایرانی از نظر شما چگونه است؟ الف) مشکلات اقتصادی و احساس تبعیض (فقر/ بیکاری/ شهرستانی بودن و...).. (4/43 درصد) ب) مسائل عشقی (ناکامی در عشق).... (6/22 درصد) پ) به بن بست رسیدن در مسائل سیاسی و اجتماعی (یأس فلسفی)... (18 درصد) ت) بیماری های روانی.... (8/3 درصد) ث) مشکلات خانوادگی (طلاق / بدرفتاری والدین / درک نشدن از سوی والدین و...).... (2/4 درصد) ح) ضعف ایمان به خدا و نقص در باورهای دینی.... (8 درصد) * آیا می دانید سالانه چند دانشجو در ایران خودکشی می کنند؟ الف) نمی دانم... (6/39 درصد) ب) 200 نفر .... (4/36 درصد) پ) بین 500 تا 1000 نفر ... (18 درصد) ت) بیشتر از 4000 نفر ... (6 درصد) * مقصر اصلی در خودکشی دانشجویان را به ترتیب کدام گزینه می دانید؟ الف) خود دانشجو .... (4/19 درصد) ب) والدین و خانواده.... (6/20 درصد) پ) مسئولین(بی توجهی مسئولین به حل مشکلات دانشجویان ).... (36 درصد) ت) نهادهای دینی(بی توجهی به نیازهای دینی و عقیدتی دانشجویان)... (24 درصد) راستی نظر شما چیست؟ |
منابع این مطلب:نیر فارابی.میترا شجاعی.کانون زنان ایرانی.روزنامه سرمایه.محمد صادق زمانی.خانواده سبزومریم حسین خواه.
|